محجوب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مَ) [ ع. ] (اِمف.) باحجاب، شرمگین.مترادفها و واژههای مرتبطباحیا، خجول، سربهزیر، کمرو، شرمگین، شرمناکپوشیده، محجبه، مستور، نقابدار، ≠ نامحجوبواژه قبلی: محجهواژه بعدی: محجوج