محجوف/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوممحجوف . [ م َ ] (ع ص ) مبتلا به درد بن فک اسفل . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء).واژه قبلی: محجوزواژه بعدی: محجول