محجوم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مَ) [ ع. ] (اِمف.) مرد حجامت گرفته.واژه قبلی: محجورواژه بعدی: محدب