محدث/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانواگو، رویدادگومترادفها و واژههای مرتبطاخباری، حدیثدان، حدیثشناس، راوی، روایتگرواژه قبلی: محدبواژه بعدی: محدود