محدود کردن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
مقید کردن، در تنگنا قرار دادن، محدودیت قائلشدن منحصر کردن محصور کردن
فرهنگ طیفی واژهدان
بستن مشخص کردن، خط کشیدن عرصه را تنگ کردن مشروط کردن سهم هرکس را دادن، تسهیم کردن پایان دادن کم کردن
واژگان فارسی سره واژهدان
در تنگنا گذاشتن، آگسترش