محدود/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مَ) [ ع. ] (اِمف.) دارای حد و مرز.مترادفها و واژههای مرتبطبسته، تحدیدشده، متناهی، محصوراندک، کمقصیر، کوتاهواژه قبلی: محددواژه بعدی: محدودیت