محد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محد. [ م ُ ح ِدد ] (ع ص ) نعت فاعلی از احداد. زن که پس از مرگ شوی آرایش را رها کند. (از اقرب الموارد). زنی که جامه ٔ سوک پوشد به جهت عدت . (آنندراج ). زنی که جامه ٔ سوک پوشد در عزا و عده ٔ شوی و این زن را حاد نیز گویند. (از منتهی الارب ). زن که شوی را سوک دارد. (مهذب الاسماء). زن که پس از مرگ شوی آرایش را کنار گذارده است . ◄ تیز کننده ٔ کارد. ◄ تیز نگرنده . (از اقرب الموارد).
محد. [ م ُ ح َدد] (ع ص ) نعت مفعولی از احداد. رجوع به احداد شود.
محد. [ م َ ح َ ] (اِخ ) دهی از دهستان بویراحمد سردسیر بخش کهکیلویه ٔ شهرستان بهبهان با ٢٠٠ تن سکنه . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).