محذور/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مَ) [ ع. ] (اِمف.) پرهیز شده، آنچه که از آن دوری کنند.مترادفها و واژههای مرتبطپرهیزشده، حذرشدهمانعگرفتاری، مشکلواژه قبلی: محدودیتواژه بعدی: محذورات