محرز
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(مُ رَ) [ ع. ] (اِمف.) گرفته شده، به دست آورده شده.
(مُ رِ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- احراز کننده، گرد آورنده. ۲- پناهگاه دهنده، در حرز کننده. ۳- استوار کننده. ج. محرزین.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(مُ رَ) [ ع. ] (اِمف.) گرفته شده، به دست آورده شده.
(مُ رِ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- احراز کننده، گرد آورنده. ۲- پناهگاه دهنده، در حرز کننده. ۳- استوار کننده. ج. محرزین.