محرمیت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محرمیت . [ م َ رَ می ی َ ] (ع مص جعلی، اِمص ) محرم بودن . محرمی . رازداری : و عقل مرد را به هشت خصلت بتوان شناخت ... چهارم موضع شناختن راز و وقوف بر محرمیت دوستان . (کلیله و دمنه ). رجوع به محرم شود. ◄ خویشی . حرام بودگی نکاح به سبب خویشی نزدیک . - صیغه ٔ محرمیت ؛ اجرای صیغه ٔ عقد منقطع میان دختر و مردی تا از راه مصاهرت، مادر دختر و یا دختر مادر بر مردی بیگانه محرم شود.