محزز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محزز. [ م ُ ح َزْ زِ ] (ع ص )تیزکننده ٔ سر دندان . ◄ برهم ساینده ٔ دندان و اندازه کننده ٔ آن . (از منتهی الارب ). ◄ دندانه ساز. ◄ حکاک و کنده گر. ◄ آنکه نقب میکند و سوراخ میکند. (ناظم الاطباء).
محزز. [ م ُ ح َزْ زَ ] (ع ص ) دندان سر تیز کرده چنانکه دندان جوانان باشد. (از منتهی الارب ). دندان تیزکرده . ◄ دندانه دار. (ناظم الاطباء). درشت . خشن . ناهموار. (یادداشت مرحوم دهخدا).