محسوب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مَ) [ ع. ] (اِمف.) شمرده شده، به حساب آمده.مترادفها و واژههای مرتبطشمار، شمرده، شمردهشده، به حسابآمدهقلمداد، انگاشته شدهواژه قبلی: محسنهواژه بعدی: محسود