محسوب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانشمرده شده، شمرده، به شمارآورده، برشمرده، انگاشتهمترادفها و واژههای مرتبطشمار، شمرده، شمردهشده، به حسابآمدهقلمداد، انگاشته شدهواژه قبلی: محسنهواژه بعدی: محسوب کردن