محصد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ صَ) [ ع. ] (اِمف.) ۱- زراعت نادروه خشک شده. ۲- ریسمان محکم تافته. ۳- استوار، محکم.واژه قبلی: محشیواژه بعدی: محصر