محضردار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~.) [ ع - فا. ] (ص فا.) صاحب دفتر اسناد رسمی، سردفتر.مترادفها و واژههای مرتبطسردفتر، دفترخانهدار، متصدی محضرواژه قبلی: محضر کردنواژه بعدی: محضور