محضر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مَ ضَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- محل حضور. ۲- دفتر ثبت اسناد. ج. محاضر.مترادفها و واژههای مرتبطآستانه، آستان، درگاهپیشگاه، حضور، حضورگاهدفترخانه، دفتر اسناد رسمیواژه قبلی: محضواژه بعدی: محضر کردن