واژه جو

محمحم

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

محمحم . [ م ُ ح َ ح ِ ] (ع ص ) اسب که بانگ کند. (آنندراج ) (ناظم الاطباء). رجوع به تحمحم شود.

معنی محمحم | واژه جو