محمض
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محمض . [ م َ م َ / م ُ م َ ] (ع اِ) موضعی که در وی گیاه شور خورد ستور. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
محمض . [ م ُ م ِ ] (ع ص ) جائی که گیاه شور و تلخ رویاند. (ناظم الاطباء). محمضة.
محمض . [ م ُ ح َم ْ م ِ ] (ع ص )نعت فاعلی از تحمیض . اندک کننده ٔ چیزی . (آنندراج ).