محمم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محمم . [ م ُ ح َم ْ م ِ ] (ع ص ) آنکه متعه دهد زن را. ◄ کسی که روی را با زغال سیاه کند. ◄ سری که پس از ستردن موی برآن موی برآید. ◄ جوجه ای که پر برآورد.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محمم . [ م ُ ح َم ْ م ِ ] (ع ص ) آنکه متعه دهد زن را. ◄ کسی که روی را با زغال سیاه کند. ◄ سری که پس از ستردن موی برآن موی برآید. ◄ جوجه ای که پر برآورد.