محمم
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(مُ حَ مِّ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- آن که متعه دهد زن مطلقه را. ۲- کسی که روی را با زغال سیاه کند. ۳- سری که پس از ستردن بر آن موی برآید. ۴- جوجهای که پر برآورد.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(مُ حَ مِّ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- آن که متعه دهد زن مطلقه را. ۲- کسی که روی را با زغال سیاه کند. ۳- سری که پس از ستردن بر آن موی برآید. ۴- جوجهای که پر برآورد.