محمودا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محمودا. [ م َ ] (اِخ ) بروجردی . از شاعران معاصر نصرآبادی صاحب تذکره است و نصرآبادی در حق وی گوید: بی تکلف سخنانی داشت که از نمکی خالی نبود. مدتی مقیم هند بود و سپس به اصفهان بازگشت . تخلص شعری او یتیم است و این دو بیت از اوست : من عاشقم و یار به کام دگران است چون غُرّه ٔ شوال که ماه رمضان است . کوه غم بر دل نشست و آه سردی برنخاست آسمانی بر زمین افتاد و گردی برنخاست . (تذکره ٔ نصرآبادی ص ٣٩٥).