محموز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محموز. [ م َ ] (ع ص ) مرد سخت سرهای انگشتان . رجل محموزالبنان . (منتهی الارب ). مرد سخت پنجه و توانا. ◄ تیز و تند. ◄ شراب تیز و ترش . (ناظم الاطباء). شرابی که زبان را گزد. (آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محموز. [ م َ ] (ع ص ) مرد سخت سرهای انگشتان . رجل محموزالبنان . (منتهی الارب ). مرد سخت پنجه و توانا. ◄ تیز و تند. ◄ شراب تیز و ترش . (ناظم الاطباء). شرابی که زبان را گزد. (آنندراج ).