محمی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محمی . [ م ُ ما ](ع ص ) نعت مفعولی از احماء. تافته . (یادداشت مرحوم دهخدا). آهن تافته شده در آتش . آهن گرم شده در آتش .
محمی . [ م ُ ](ع ص ) نعت فاعلی مذکر از احماء. گرم کننده ٔ آهن در آتش . (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). ◄ حمایت کننده . ◄ نگهبان و محافظ. (ناظم الاطباء).
محمی . [ م َ می ی ] (ع ص ) آهن گرم شده . (آنندراج ). آهن گرم شده در آتش . تافته . آهن تفته . ◄ حمایت کرده شده . نگاهداشته شده . ◄ گرفتار تب . (ناظم الاطباء).