محنت سرا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محنت سرا. [ م ِ ن َ س َ ] (اِ مرکب ) محنت کده . محنت آباد. خانه ٔ غم و اندوه . غمکده . ماتمکده . عزاخانه : هر که آمد هر که آید بگذرد این جهان محنت سرائی بیش نیست دیگران رفتند و ما هم می رویم کیست کو را منزلی در پیش نیست . شیخ احمد جام (ژنده پیل ). درست گوئی صدرالزمان سلیمان بود صبا چو هدهد و محنت سرای من چو سبا. خاقانی . چند نالی چند از این محنت سرای زاد و بود کز برای رأی تو شروان نگردد خیروان . خاقانی . جهان چیست محنت سرائی در او نشسته دو سه ماتمی روبرو جگرپاره ای چند بر خوان او جگرخواره ای چند مهمان او. ؟ ◄ کنایه از دنیاست : فلک کو دیرمهر و زودکین است در این محنت سرا کار وی این است . جامی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی