محو کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
زدودن، ستردن، زائل کردن، پاک کردن تخریب کردن برطرف کردن، ازمیان بردن ناپدید کردن، خط کشیدن، دور کردن، غیب کردن، نهفتن، مخفی کردن، مخفی نگهداشتن نیست کردن، نفی کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
زدودن، ستردن، زائل کردن، پاک کردن تخریب کردن برطرف کردن، ازمیان بردن ناپدید کردن، خط کشیدن، دور کردن، غیب کردن، نهفتن، مخفی کردن، مخفی نگهداشتن نیست کردن، نفی کردن