محول
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محول . [ م ُح ْ وِ ] (ع ص ) نعت است از اِحْوال . - صبی محول ؛ کودک یک ساله . - ناقة محول ؛ ماده شتری که پس از کره ٔ ماده، نر زاید و بالعکس .مُحَوِّل . - ◄ ماده شتری که پس از گشن دادن باردار نشود. ◄ خداوند شتران نازاینده که باردار نمی شونداز گشن یافتن . ◄ مقیم شونده در یک جای یک سال . ◄ آن که پیش آید بر کسی به تازیانه . ◄ برجهنده بر پشت ستور. برنشیننده . ◄ محال گوینده . ◄ برات دهنده داین را بر کسی . (آنندراج ).
محول . [ م ُ ] (ع اِ) ج ِ محل . (ناظم الاطباء).
محول . [ م ُ ح َوْ وِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از تحویل . حال گردان . (یادداشت مرحوم دهخدا). بگرداننده . (یادداشت مرحوم دهخدا). گرداننده . (غیاث ). برگرداننده و مبدل کننده و تغییردهنده . دیگرگون کننده . (ناظم الاطباء) : اگر محول حال ِ جهانیان نه قضاست چرا مجاری احوال بر خلاف رضاست . انوری . یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال . (ذکری که به هنگام تحویل سال نو کنند). ◄ حواله کننده . ◄ سپرده کننده . (غیاث ). سپرنده و تحویل دهنده . ◄ ناقه که آبستن نشود بعد از گشن یافتن . مُحْوِل . ◄ خرمابن که پس از گشن یافتن باردار نشود. (ناظم الاطباء). مُحْوِل . ◄ شتر ماده که پس ماده، نر زاید و یا بعکس آن . (آنندراج ). مُحْوِل .