محو/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانناپدید، نابود، سترده، زدودهمترادفها و واژههای مرتبطزایل، معدوم، منهدم، نابود، نیستازبین بردن، زدودن، ستردنامحا، پاک، زدوده، محذوفواژه قبلی: محنتواژه بعدی: محو کردن