محکوم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانشکست یافته، دادباخته، باختهمترادفها و واژههای مرتبطدادباخته، متهم، مقصرمجاب، مغلوبمجبور ≠ حاکم، دادبردهواژه قبلی: محکمهواژه بعدی: محکوم کردن