محیط شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محیط شدن . [ م ُ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) احاطه کردن . دربرگرفتن . ◄ گرد برگرد سطحی برآمدن . در میان گرفتن خطی سطحی را. ◄ مطلع و واقف و دانا شدن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محیط شدن . [ م ُ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) احاطه کردن . دربرگرفتن . ◄ گرد برگرد سطحی برآمدن . در میان گرفتن خطی سطحی را. ◄ مطلع و واقف و دانا شدن .