واژه جو

محیطی

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

پیرامونی، جنبی، جانبی، مجاور، کناری، بغلی، بیرونی [فضا]، نزدیک محیط، احاطه‌کننده، فراگیرنده، جامع، همه‌جانبه، گسترده، فراگیر، جهان‌شمول، شامل [≠ احاطه‌شده، محاط، محصور]

معنی محیطی | واژه جو