محیل/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ) [ ع. ] (اِفا.) حیله گر، مکار.مترادفها و واژههای مرتبطپرحیله، حیلهپرداز، حقهباز، حیلهگر، دغا، دغل، رند، زیرک، شیاد، شیطان، فریبکار، فریبنده، محتال، مزور، مکار، ناقلا ≠ سادهباهوشبراتکش، حوالهگرواژه قبلی: محیقواژه بعدی: محیی