مخادعت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مخادعت . [ م ُ دَ ع َ ] (ع مص ) مکر و فریب دادن . (غیاث ) : دشمنان غالب گرد او درآمدند دل از جای نبرد و به دقایق مخادعت یکی را از ایشان در دام موافقت کشید. (کلیله چ مینوی ص ٢٨١). و رجوع به مخادعة، معنی اول شود.