مخاشفة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مخاشفة. [ م ُ ش َ ف َ ] (ع مص ) سرعت کردن در شکستن عهد و امان . خاشف فی ذمته ؛ سرعت کرد در شکستن عهد و امان . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). ◄ راندن شتران را همه شب . خاشف الابل لیلة؛ راند شتران را همه شب . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). ◄ آواز دادن تیر وقت رسیدن به هدف . خاشف السهم ؛ آواز داد تیر وقت رسیدن به هدف . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء).