مخالة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مخالة. [ م َ ل َ ] (ع مص ) (از: خ ی ل ») گمان بردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). و رجوع به خیل شود.
مخالة. [ م ُ خال ْ ل َ ] (ع مص ) (از «خ ل ل ») با کسی دوستی گرفتن . (زوزنی ). با کسی دوستی کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (دهار).دوستی کردن با هم . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). اظهار دوستی . ج، مُخالاّ ت . (ناظم الاطباء).