مختبر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ تَ بَ) [ ع. ] (اِمف.)۱ - آزموده، امتحان کرده.<BR>۲- آگاهی یافته، خبردار.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ تَ بَ) [ ع. ] (اِمف.)۱ - آزموده، امتحان کرده. ۲- آگاهی یافته، خبردار.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مختبر. [ م ُ ت َ ب َ ] (ع ص ) آزموده شده . (ناظم الاطباء). و رجوع به اختبار و ماده ٔ قبل شود. ◄ آگاهی به چیزی .(آنندراج ). و رجوع به اختبار شود. ◄ پرگوشت . جمل مختبر؛ کثیراللحم . (از ذیل اقرب الموارد).
مختبر. [ م ُ ت َ ب ِ] (ع ص ) کارآزموده . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ).