مختبی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مختبی . [ م ُ ت َ ] (ع ص ) پنهان و مخفی شده . مُخَتبِی ٔ : هیچ می گویند کان خانه تهی است بلکه صاحب خانه جان مختبی است . مولوی . و رجوع به اختباء شود. - مختبی کردن ؛ پنهان کردن : کرده یوسف را نهان و مختبی حیلت اخوان ز یعقوب نبی . مولوی . رجوع به ماده ٔ قبل شود.
مختبی ٔ. [ م ُ ت َ ب ِءْ ] (ع ص ) (از «خ ب ء») پنهان و مخفی و پوشیده . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ پنهان کننده و پوشنده . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). و رجوع به ماده ٔ بعد شود.