مخترق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مخترق . [ م ُ ت َ رِ ] (ع ص ) باد گذرنده . (آنندراج ) (از منتهی الارب )(از اقرب الموارد). باد سخت وزنده . (ناظم الاطباء). ◄ بربافنده ٔ دروغ . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). دروغ بربافنده و ایجادکننده ٔ دروغ . (ناظم الاطباء). ◄ گذرنده و رونده . (آنندراج ). کسی که می گذرد و می رود. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به اختراق شود.
مخترق . [ م ُ ت َ رَ ] (ع اِ) مهب باد و بادگذر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). جای وزیدن باد و بادگذر. (ناظم الاطباء). ◄ دشت و بیابان . ◄ هنگام و زمان حرکت و سیر. ◄ جای حرکت و سیر. ◄ محل عبور کشتی . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). و رجوع به ماده ٔ قبل شود.