مختل/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ تَ لّ) [ ع. ] (اِمف.) تباه شده، آشفته و به هم خورده، دارای اختلال.مترادفها و واژههای مرتبطآشفته، بههمریخته، نابهسامان، بینظم، پریشان، درهم، مغشوش، نامرتبآهمند، محتاج، نیازمندخللیافته، دارایاختلال ≠ بسامانواژه قبلی: مختفیواژه بعدی: مختلس