مختل
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
آشفته، بههمریخته، نابهسامان، بینظم، پریشان، درهم، مغشوش، نامرتب آهمند، محتاج، نیازمند خللیافته، دارایاختلال (متضاد: بسامان)
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
آشفته، بههمریخته، نابهسامان، بینظم، پریشان، درهم، مغشوش، نامرتب آهمند، محتاج، نیازمند خللیافته، دارایاختلال (متضاد: بسامان)