مخت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مخت . [ م ُ خ ِت ت ] (ع ص ) کم گرداننده بهره یا بخت کسی را. (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). کسی که کم می کند و زیان میرساند. (ناظم الاطباء). ◄ شرم دارنده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). شرمگین . (ناظم الاطباء).
مخت . [ م ُ ] (اِ) به معنی امید و امیدواری باشد و به عربی رجا گویند. (برهان ). امیدو رجا. (آنندراج ) (انجمن آرا). رجا و امید و امیدواری . (ناظم الاطباء). امید. (فرهنگ رشیدی ) : هر که دارد در جهان یک ذره مخت دیگ سودایش بماند نیم پخت . شهاب الدین (از فرهنگ رشیدی ).