مخرفة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مخرفة. [ م َ رَ ف َ ] (ع اِ) بستان . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از محیط المحیط). ◄ رسته ٔ میان دو قطار خرمابن که خرماچین از هر یک از آنهاکه خواهد چیدن تواند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد)(آنندراج ) (ناظم الاطباء). ج، مَخارِف . (اقرب الموارد). ◄ راه فراخ . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). راه راست و فراخ . (ناظم الاطباء). و رجوع به مخرف شود. ◄ (اِمص ) فساد عقل از پیری و کلانسالی . (از اقرب الموارد) (از محیط المحیط).