مخروف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مخروف . [ م َ ] (ع ص ) چیده شده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). میوه ٔ چیده شده . (ناظم الاطباء). ◄ آب داده شده از باران خریفی و نخستین باران اول زمستان . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).