مخسر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مخسر. [ م ُ س ِ ] (ع ص ) کم کننده . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ زیان کار و زیان آور. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
مخسر. [ م ُ خ َس ْ س َ ] (ع ص ) زیان دیده و ضررکشیده : ور راه نیابی نه عجب دارم ایراک من چون توبسی بودم گمراه و مخسر . ناصرخسرو (دیوان ص ١٧٣). و رجوع به تخسیر و ماده ٔ قبل شود. ◄ ظالم و ستمگر. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). ◄ گمراه کننده و اغواکننده . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
مخسر. [ م ُ خ َس ْ س ِ ] (ع ص ) هلاک کننده . (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ). ◄ آنکه سبب می شود زیان و نقصان را و زیان می آورد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).