مخفق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مخفق . [ م ُ ف ِ ] (ع ص ) سرجنباننده از خواب و غنودن . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). آنکه سر می جنباند. (ناظم الاطباء). ◄ مرغ بال زننده در پریدن . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ ستاره ٔ روی آورنده به فروشدن . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ صیاد که بی صید بازگردد. (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ جوینده که بی مراد بازگردد. (آنندراج ) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به اخفاق شود.
مخفق . [ م ِ ف َ ] (ع ص ) شمشیر پهن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).