مخنوق/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مَ) [ ع. ] (اِمف.) خفه کرده شده، گلو افشرده.واژه قبلی: مخنقهواژه بعدی: مخوف