مخیس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مخیس . [ م ُ خ َی ْ ی ِ] (ع ص ) رام کننده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به تخییس شود. ◄ غالب و مظفر و پیروز. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).
مخیس . [ م ُ خ َی ْ ی َ ] (ع اِ) جای تذلیل و آرامی . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ (ص ) اشتر رام کرده . (مهذب الاسماء). ◄ رام گشته و مغلوب و فروتن . (از ناظم الاطباء). و رجوع به ماده ٔ قبل و تخییس شود.
مخیس . [ م ُ خ َی ْ ی ِ / ی َ ] (ع اِ) زندان . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). و رجوع به ماده ٔ بعد شود.