مخیض
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مخیض . [ م َ ] (ع ص ) دوغ و شیر مسکه برگرفته . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). دوغ روغن گرفته شده و دوغ و شیر مسکه برگرفته . (آنندراج ) (از اقرب الموارد). دوغ روغن گرفته . (غیاث ). و رجوع به مخموض و تحفه ٔ حکیم مؤمن و تذکره ٔ داود ضریر انطاکی و ترجمه ٔ صیدنه و الفاظ الادویه و لبن حامض و دوغ شود.
مخیض . [ م ُ ] (ع ص ) کسی که اسب را در آب می راند و در آب می آورد. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به اخاضه شود.