مداخله/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ خِ لِ) [ ع. مداخله ] (مص ل.) دخالت کردن، داخل شدن در کاری.مترادفها و واژههای مرتبطپادرمیانی، شفاعت، میانجیگری، وساطتدخالت، دخلوتصرف، دستاندازیشرکت، مداخلتواژه قبلی: مداخلواژه بعدی: مداد