مداعبت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مداعبت .[ م ُ ع َ ب َ ] (ع اِمص ) مزاح . خوش طبعی . (غیاث اللغات ). مداعبه . ممازحه . شوخی : چندانکه ملاعبت کرد و بساط مداعبت گسترد جوابش نگفتم . (گلستان سعدی ). ◄ (مص ) بازی کردن . (غیاث اللغات ). مداعبة. رجوع به مداعبة شود.