مداغشه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مداغشه . [ م ُغ َ ش َ ] (ع مص ) انبوهی کردن . (از منتهی الارب ). مزاحمة. (اقرب الموارد) (متن اللغة). ◄ گرد آب گشتن از تشنگی . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ جستن و خواستن باز تمام . بازداشت و کنبانیدن دیگران . (از منتهی الارب ): داغشه ؛ اراغ فی حرص و منع. (متن اللغة) (از اقرب الموارد). ◄ به شتاب زدگی آب خوردن . (از منتهی الارب ). با عجله آب را آشامیدن . (از اقرب الموارد). ◄ کم خوردن آب . (ازمنتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ (اِمص ) شرب قلیل یا شربی با تعجیل بر اثر ازدحام . (از متن اللغة). رجوع به دو معنی اخیر شود. ◄ درنگ و توقف . ◄ غدر و خیانت . (ناظم الاطباء).